روز موعود فرا رسید
دیروز از بازرسی بانکِ ... به من زنگ زدند و گفتند برید شعبه ی ... اون کارمندی ک ازش شکایت کرده بودید ازتون عذرخواهی میکنه و شما هم ازش عذرخواهی کنید
به خواهرم زنگ زدم تا باهم بریم... وقت نداشت موکول شد به امروز
قضیه از این قرار بود ک روز قبل از عید غدیر، من به همراه همکارم خانم "ف" برای پرداخت اقساطم به بانک رفتیم
کارمند بانک، مقداری از وجه رو از کارتم کشید و بقیه رو به دلیل کسر موجودی گفت برید از خودپرداز بیرون بانک بکشید
منم تا نوبتم بشه و پول رو بگیرم با درِ نیمه بسته ی بانک روبرو شدم
نمیتونستم برم داخل
گفتم اقا در رو باز کنید میخوام مابقی قسطمو پرداخت کنم
یه آقایی از اون طرف ک دیده نمیشد گفت: بانک تعطیله برید فردا
حالا من دوستم داخل بود و هر چی بهش زنگ میزدم جوابگو نبود
از اینکه نمیدونستم اون داخل بانک هست یا نه و جواب تلفنم رو نمیداد تا بخوام ازش کمک بگیرم شاکی شده بودم
گفتم آقا من دفترچه م رو میخوام بگیرم درو باز کنید... نه خانم آخر وقته فردا بیایید
آقا من یه مقدار از وجه رو پرداخت نکرده بودم میخوام پرداخت کنم دفترچمو بگیرم برم...
خلاصه از من اصرار از اون انکار
دست آخر بهش گفتم چرا نمیفهمی خودِ کارمندتون بهم گفت برو از خودپرداز بقیه پولو بگیر بیا پرداخت کن میخوام دفترچمو بگیرم
همین یه عبارت ساده "چرا نمیفهمی" رو ک گفتم جوش اورد درو باز کرد و گفت تو نمیفهمی الاغ
یه آقای سن بالا، عینکی و مغضوب!
چنان توهین امیز گفت تو نمیفهمی الاغ
ک فقط "تو" گفتنش یه طرف "الاغ" گفتنش یه طرف دیگه شخصیت منو لگدمال کرد
حیف نتونستم اونجا جوابشو بدم و فقط زیر لب بهش بد و بیراه میگفتم و تنها کسی صدای منو میشنید و بی صدا میخندید تحویلداری بود ک داشت اقساطمو پرداخت میکرد
ترسیدم از اینکه چیزی بهش بگم به طرفم حمله ور بشه
چون جز من و دوستم کسی دیگه نبود
سمت در هم وایساده بود و اگرم میخواستم چیزی بگم فرار کنم باید از جلوی اون رد میشدم ( ک البته این کارو نمیکردم)
جلوی چشم تمام کارمندا به من دوبار گفت الاغ -کسی ک بعداً فهمیدیم معاون بانک بوده-
و من نتونستم با صدای بلند جوابشو بدم
و همین باعث شد من به خاطر این حرکت وقیحانه ک در حق من شده بود و من نتونستم از خودم دفاع کنم
انقدر خودم رو سرزنش کنم و انقدر حرص بخورم تا بالاخره با کمک دوستم خانم "ف" نامه ای مختصر مفید تنظیم کردیم و به بازرسی بانک تحویل دادیم
معاون سرپرستی بانک زیر نامه رو امضا زد و به بازرسی دستور داد که جریان پیگیری بشه و نتیجه به شاکی و ریاست اعلام بشه
هر چی صبر کردیم و منتظر شدیم خبری نشد تا اینکه بعد از دو هفته خودم به بازرسی زنگ زدم و قضیه رو پیگیری کردم
گفتند ما رئیس بانک و معاون رو اینجا خواستیم و بهشون تذکر دادیم
گفتم تذکر شما کافی نیست همونطور ک جلوی چشم تمام کارمندها به من توهین کرده باید جلوی چشم اون ها هم از من عذرخواهی کنه
گفت خانم شما اول توهین کردید
گفتم من چ توهینی کردم
گفت بهش گفتید تو نمیفهمی
گفتم آقای محترم من اولا قصد توهین به ایشون نداشتم و اصلا چهره ایشون رو از پشت در نیمه بسته نمی دیدم
فقط چون هر چی اصرار کردم در رو باز نمیکردند گفتم چرا نمیفهمی! این توهینه؟
واقعا ینی انقدر جنبه کارمند بانک پایینه ک در برابر یه همچین حرفی باید به من بگه الاغ؟
ایشون موظفه به ارباب رجوع احترام بذاره و از کوره در نره
خلاصه بازرسی حق رو به من داد و باز هم قول مساعد داد ک پیگیری میکنه
تا اینکه دیروز از بازرسی به من زنگ زدند و گفتند شما برید شعبه، خودتونو به رئیس بانک معرفی کنید
اون آقایی ک به شما توهین کرده بود از شما معذرت خواهی میکنه شما هم از ایشون معذرت خواهی کنید
گفتم ولی من حرف بدی نزدم
گفت باشه حالا شما هم معذرت خواهی کنید
گفتم باشه مشکلی نیست
من ولی با اون قیافه ی طلبکارانه و قلدرمآبانه ای ک از اون طرف دیده بودم بعید میدونستم بخواد معذرت خواهی کنه
حتی اگرم میخواست معذرت خواهی کنه با اون غرورش نمیتونست این کارو بکنه
من تو همون برخورد اول فهمیدم چه جور آدمیه
به خاطر همین تصمیم گرفتم با خواهرم برم ک اگه خواستند زیرش بزنند ما بتونیم از خجالتشون در بیایم
و همینم شد
ما رفتیم بانک
یه نگاه انداختم اون سمت ک ببینم خودش هست یا نه... دیدمش بود
ولی رئیس نبود
از یکی از کارمندا پرسیدم ک رئیس کجاست
گفت بالا
رفتیم بالا
شروع کردیم به صحبت کردن
رئیس بانک گفت شما اول توهین کردید شما اول باید معذرت خوااهی کنید
دقیقا همون چیزی ک من فکر میکردم اتفاق افتاد
ادعا کرد ک بازرسی بانک گفته اول ما باید عذرخوااهی کنیم بعد اینا
جالب اینجاست از این آقا چنان بت ساخته بودند ک هیچ کدوم از کارمندها جرات نمیکرد به این آقا بگه بالای چشمت ابروئه یا حتی زیر بار بره ک این آقا اشتباه کرده!
دو تا از کارمندهای بانک از ما به جای اون آقا معذرت خواهی کردند ولی من گفتم شما کاری نکردید و طرف حساب ما نیستید ک معذرت خواهی میکنید ایشون توهین کرده چرا شما تاوان رفتار ناشایست ایشون رو باید بدید؟
صدای شاکیانه ما موقع بحث با رئیس بانک ک زیر بار اشتباه معاونش نمیرفت و کارمندی ک قصد وساطت داشت تا پایین رفته بود
وقتی از پله ها اومدیم پایین ک از بانک خارج بشیم یه نگاه به سمت کارمندا انداختم تا ببینم خودش هست یا نه
دیدم نیست ولی نگاه تمام کارمندها به ما بود
کافی بود براش
معلوم بود رفته بود تو سوراخ موش قایم شده بود
و انقدر شهامت نداشت تا خودش بیاد عذرخواهی کنه تا اینجور سنگ روی یخ نشه و دیگران جای اون عذرخواهی نکنند
فایل صوتی اتفاق امروز رو بعد از بازبینی اینجا خواهم گذاشت