دست نوشته های شیدا جاوید

مسلخگاه عشق

عشق ب مسلخ میرود بی صدا... بی رحم... در سکوتی ک پر از فریاد است همیشه اعدام فقط برای گرفتن جان آدم ها نیست گاهی احساست را پای چوبه دار میبری... بی گناه آن را اعدام میکنی... ما ب ازای هر ادم اشتباهی ک ب او دل میبندیم روزی باید احساسمان را سلاخی کنیم... این شاخ و برگ هایی ک از احساسمان ب تنِ یک ادم اشتباهی تنیدیم مجبوریم روزی هرس کنیم احساس آدم همچون درخت ریشه دارد و تو تنها آن ساقه هایی ک ب اشتباه تنیدی را قطع میکنی تا احساست هرز نرود... شاخ و برگ هایی ک بر درخت احساست سنگینی میکند را میچینی تا بتوانی از نو شروع کنی... این سلاخی درد دارد، جانکاه است اما پیش از آنکه ریشه هایت را بخشکاند باید آن را هرس کنی. خیالت راحت... آنها ک این درد را ب تن درخت احساست وارد کردند درد خواهند کشید... زمین گرد است و کارما قانون کائنات.


برچسب‌ها: عشق, احساس, جدایی, تنهایی
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 21:4  توسط شیدا جاوید  | 

این حسین کیست ک عالم همه دیوانه اوست

بعضی ها خیلی قشنگ زنده اند مثل حضرت حافظ ک هربار تفالی ب دیوان او میزنیم گویی روح او را احضار میکنیم و کاملا زنده با اون ارتباط برقرار میکنیم.
امام حسین(ع) اما داستانش خیلی متفاوت است.
چطور ممکن است چندهزار سال پیش تو را کشته باشند اما هنوز ورد زبان ها باشی هنوز مکتبت مرید پرور و راهت پر رهرو باشد و فرهنگ شهادتِ برگرفته از نهضت عاشورایی ات، همچنان پر طرفدار و ارزشمند... تو همچون خون در رگ ها جاری هستی ماورای زمان و مکان... بی آنکه بر ساحت مقدست ذره ای غبار بنشیند بی آنکه قدیمی شوی و در یادها کمرنگ... تو آنچه کردی یک جسم خاکی فانی شدنی را به یک چهره ماندگار و جاودان در تاریخ بدل کرد... تو همواره زنده ای همواره به یاد غربت و مظلومیت و رشادت و سلحشوری و ازادگی ات رنجور میشویم و می گرییم و همواره خود را نهیب میزنیم ک چقدر میتوانیم شبیه تو باشیم چقد میتوانیم مثل تو عمل کنیم و در مقابل ظلم بایستیم ب ظالم یاری نرسانیم چقدر میتوانیم از حق دفاع کنیم ولو اگر همه علیه او قد برافراشته باشند... همواره نگرانیم و در دل از خود این سوال را میپرسیم ک اگر آن زمان بودیم کدام طرفی بودیم و چقدر به تو یاری میرساندیم و اصلا یاری میرساندیم یا خود را کنار میکشیدیم ک مبادا آرامش دنیای دو روزه مان به خطر بیفتد؟ تو آنقدر زنده ای ک همواره اعمال خود را با سنگ محکِ تو میسنجیم اینکه چقدر در راه تو قدم برداشته ایم و مبادا خلاف آنچه برایش قیام کردی و خون دادی؛ عمل کرده باشیم مبادا فراموش کنیم تاریخ را و برایمان تکرار شود تاریخ و باز کربلایی دیگر اتفاق بیفتد...


برچسب‌ها: امام_حسین, کربلا, عاشورا, نهضت
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 19:1  توسط شیدا جاوید  |