دست نوشته های شیدا جاوید

کل ارض کرببلا کل یوم عاشورا

مادامی ک حادثه کربلا و قیام امام حسین(ع) را در یک چارچوب زمان و مکان خاص، ثابت و ساکن بدانیم در حق آن ظلم کرده ایم و در واقع آن را ب چیزی در حد یک اثر تاریخی در موزه تنزل داده ایم. هر حادثه ای ک در آن به دلیل ظلم ظالم حقی پایمال شود و ما نسبت ب آن بی تفاوت باشیم یا با سکوتمان، با ظالم همراهی کنیم و نفع شخصی خود را بر مصلحت جمعی ارجح بدانیم و یا از روی عافیت طلبی جانب حق را رها کنیم، نه تنها بویی از منش حسین (ع) و ازادگی نبرده ایم ک در حفظ و تثبیت یزیدیان زمانه شریک بوده ایم و اگر هم برای آن امامِ خط شکن عزاداری کنیم صرفا در حد پاره ای اقدامات نمایشی و از روی احساسات سطحی و ترحم بر آن حضرت و تخلیه هیجانات و همراهی با فضای حاکم بر جامعه است و در حد ده روز و یک ماه بیشتر دوام نمی آورد تا سال بعد همین موقع. گویی ما هر سال فقط یک سالگرد پر تشریفات میگیریم بدون اینکه درس خاصی از واقعه کربلا و نقش آفرینانش گرفته باشیم. 


برچسب‌ها: کربلا, عاشورا, قیام_امام_حسین, محرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ساعت 22:30  توسط شیدا جاوید  | 

انچه ارزو داشتیم و در استفاده از آن ب خطا رفتیم

سالها پیش ک فضا از این بسته تر بود، امید داشتیم ک روزی برسد فضا باز تر شود و مثلا من خیالم راحت شود برای دادن عکس و فیلم ب یک نفر... همانی ک پنهانی همدیگر را دوست داریم... و آشکارا نمیتوانیم باهم باشیم

چ شد ک فضا کمی باز شد و ما فراموش کردیم عکس و فیلمهایمان را قرار بود فقط یک نفر ببیند‌.. نه هر بابایی!

چ شد ک آرزو داشتیم مثلا دوربینی شخصی داشتیم و میتوانستیم لحظات نابمان را با حس حضور یار درآمیزیم و برایش مخابره کنیم اما
بواسطه گوشی های موبایل، دوربین های خوبی هم در اختیارمان قرار گرفت اما فقط برای پز دادن از لحظاتمان عکس و فیلم گرفتیم و مخابره کردیم

تمام این ها بیهوده نگاری و عبث پروری است ک در فضای مجازی به آن عادت کرده ایم
 


برچسب‌ها: مجازی, سرگردان, بحران_هویت, بیهدف
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۹ساعت 23:25  توسط شیدا جاوید  | 

حالا ک فکرشو میکنم میبینم من نسبت ب این ماسک هم اعتراض دارم این ماسکی ک ب زور حکومت ها و دولتمردان باید ب دهان بزنیم چ معنی دارد؟ من زیر ماسک احساس خفقان میکنم انگار دماغم را کسی گرفته و گه گاه کمی آن را شل میکند تا راه تنفسم باز شود و جانم در نرود اه بندهایش گوشم را اذیت میکند نفسم تنگ میشود میخواهم داد بزنم بندهای ازاردهنده را بگسلم و از شر این تکه پارچه مسخره خلاص شوم.. نه من نمیتوانم ب این ماسک خوشبین باشم از کجا معلوم این ماسک توطئه حکومتها برای بالا بردن آستانه طاقت انسانِ تحت فشار و عذاب نباشد برای بالا بردن حد تحمل رنج دیدگی و خفت کشی انسان.. بله من اینطور فکر میکنم وگرنه چطور ممکن است این همه قدرت جهانی در توصیه به استفاده از ماسک سراسر متحد و همصدا شوند اما هیچکدام در پی علت یابی این ویروس ساختگی نباشند؟ مگر میشود یک دنیا انقدر مشکوک در سکوت و خفقان فرو روند و قدرتهایی ک حتی طرز حرکت مورچه ها را نیز مورد بررسی علمی قرار میدهند در پی بررسی علت پیدایش این ویروس مرگبار و سازنده آن نباشند؟ من میگویم این ویروس ها کار قدرتهای فاسد بشری است همانها ک از خشم و اعتراض انسانها واهمه دارند انها نمیتوانستند دهان همه را ببندند پس لاجرم ماسک را اجباری کردند ک اگر هم کسی نزد و سرپیچی کرد از قانون؛ احتمال ابتلای خود یا اطرافیانش زیاد باشد تا درس عبرتی شود برایش ک نظم جهانی را برهم نزند و ب پروتکل های تحمیلی قدرتهای جهانی تن دهد و کاری ب کار پشت پرده ها نداشته باشد و خود را عاجز از مقابله با قدرت ویروس بداند و در انتظار واکسن بماند و ماسک را بر دهانش ببندد و اعتراضی هم نکند ک چه کسی و کدام قدرت و با چه هدفی عامل پیدایش و شیوع این ویروس مرموز شدند...

پ.ن: بدیهیست هدف از نوشتن این مطلب زیر سوال بردن و انکار پروتکل های بهداشتی نیست بلکه صرفا نگاه از زاویه ای متفاوت به همه گیری ویروس کروناست.


برچسب‌ها: کرونا, ماسک, جنگ_بیولوژیک, کوئید۱۹
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 21:45  توسط شیدا جاوید  |