انتقاد تلفنی ما به یک روزنامه
آقا امروز زنگ زدیم به تحریریه یکی از روزنامه های استان قم ک وابسته به طیف آقای هاشمی بود
تیتر اول صفحه ش خیلی ما رو ناراحت کرده بود - من و لیلارو-
نوشته بود: آرای واقعی رئیسی همان 4 میلیون بود
لیلا گفت شیطونه میگه زنگ بزنیم بگیم خجالت نمیکشید اینجوری تیتر میزنید
بعد من گفتم بیا زنگ بزنیم موافقی؟
آقا زنگ زدیم 118 شماره تحریریه رو گرفتیم
بعد زنگ زدم و بعد از دو تا وصل کردن بالاخره کسی ک باید پاسخ میداد، داد
گفتم رسالت یک روزنامه مگه ایجاد وحدت و همدلی و افزایش مشارکت مردمی نیست؟
گفت یکیش اینه
گفتم شما با این مطلبی ک صفحه اول روزنامه تون زدید، خلاف این رسالت رو انجام دادید
شما رای مردم رو نادیده گرفتید و سلامت انتخابات رو بردید زیر سوال با این تیتر
گفت شما به اقای شریعتمداری هم زنگ زدید این حرفا رو بزنید؟
گفتم من مطلب اونم قبول ندارم ولی اگه هدف انتخابات مشارکت بالای مردم بود پس دیگه چه فرقی میکنی کاندیداها چه تعداد رای اوردن؟
اگه هدف کاندیداها خدمت به مردم هست نه حب قدرت و ریاست، دیگه چ فرقی داره طرف مقابلش چقدر رای اورده... مهم اینه ک هر دو طرف به رای مردم تمکین کنند
گفت آقای قالبیاف وقتی دور قبل رای آقای روحانی رو عاریه ای اعلام کرد ما باید این مطالب رو بزنیم
گفتم این وسط منفعت مردم و مصلحت نظام مد نظره یا دوئل رقبا با همدیگه؟ ک اگه اون یه سنگی انداخت شما هم یه کلوخی بندازید ک کم نیاورده باشید
گفتم ما جریان اصلاحات رو به شعار معروف "زنده باد مخالف من" میشناسیم ولی چیزی ک داریم می بینیم خلاف اون هست شما با این تیتر رای چند میلیون نفر از مردم رو نادیده گرفتید
بعد گفت ما نمیتونیم در مقابل بعضی مطالب خنثی باشیم به ما اعتراض میکنند ک چرا جواب نمیدید امروز یه آقایی ک استاد دانشگاه بودند ب خاطر این مطلب از ما تشکر کردند
گفتم هر کی از مطلب شما دفاع کنه خوبه کسی انتقاد دلسوزانه بکنه بده؟ گفتم شما با این مطالب دامن به اختلافات میزنید و مردم رو نسبت به همدیگه تحریک میکنید
آقایی ک داشت جواب منو می داد اصلا بنا نداشت کوچکترین حقی به ما بده و من ک حرفامو زده بودم و حوصله بحث بیهوده نداشتم دوس داشتم یه جوری قطع بشه تلفن
ک چون تلفنم تایم دار بود وسط حرفاش یه چند تا بوق خورد وقطع شد
ما یه همچین آدمای پیگیری هستیم