+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۹ساعت 22:50  توسط شیدا جاوید
|
«اولین گام برای دریافت حقیقت این است که بپذیریم آنچه میدانیم کافی نیست.»
خدایا آنی و کمتر از آنی مرا به خودم وامگذار.
من شیدا جاوید.
از افتخاراتم در دوران تحصیل، کسب عنوان نخبه فرهنگی و استعداد درخشان در دانشگاه قم است.
قم: دو حرفی، کوتاه، بدون مکث، ضربهدار و قاطع. کهنه اما زنده. یک شکل اما رنگارنگ. همچون مادربزرگ شهر قصه؛ صورتی چروکیده و غمی در دل نهان کرده اما خوش صحبت و بامزه. همچون پدری پیر که نمیتواند شوخیهای فرزندانش را تحمل کند، بر سرشان فریاد میزند و بعد از آن در گوشهای خلوت بخاطر فریادش گریه میکند. همچون اناری با پوست خشکشده و دانههای قرمز و آبدار. مثل دیوارهای کاهگلی آب خورده. مثل یک قطره آب در کویر. مثل شیشههای مات. مانند خواهران غریب. همسان افسانهها. چونان درختی میان علفزار یا کوه یخی در دریا و جنگلی نیمسوخته...
قم شاید هر کدامین همتایی را شبیه باشد، اما چهرهاش همچون دلش نیست. آنچه در ظاهر دارد با آنچه در دل میپروراند، یکی نیست. قم صندوقچه قدیمی خاله خانم است که شکسته، خاک گرفته و بیارزش مینمایاند اما در آن اسرار و خاطرات ذیقیمت و عتیقههایی گرانبها نهفته است.
«فرید مدرسی»