رأی من1396
با اکراه ترین رای خود را به صندوق انداختم
امروز ظهر چون منزل یکی از دوستان خواهرم دعوت بودیم و خواهرم مصر بود ک اول رای بدهیم بعد برویم
من هم ناگزیر شدم به رای دادن؛ با قیافه ای عبوس و ناراحت و دلخور و مایوس از کسانی ک به هیچ درد ما نخورده اند و رای من به هرکسی باشد بر ای من تفاوت چندانی نمیکند
وقتی صفِ کوتاه رای دهندگان را دیدم یک آقای آخوند ک ناظر بود گفت باید در صف بایستید من هم با لحنی تند وشاکیانه گفتم: مگه تعاونیه ک باید تو صف وایسیم؟
و این شد ک من با اکراه ترین رای زندگی خود را به ثبت رساندم
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 18:42  توسط شیدا جاوید
|