دست نوشته های شیدا جاوید

میرزاده عشقی روحت شاد

آقا این میرزاده عشقی به اون زمان چقدر دل و جرات داشته ک همچین شعری سروده:

بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید
به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید

به حقیقت در عدل ار در این بام و در است
به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید

آن‌که بگرفته از او تا کمر ایران را گوه
به مکافات الا تا کمرش باید رید

"پدر ملت ایران اگر این بی پدر است
بر چنین ملت و روح پدرش باید رید"

"به مدرس نتوان کرد جسارت اما
آن‌قدر هست که بر ریش خرش باید رید"

این حرارت که به خود احمد آذر دارد
تا که خاموش شود بر شررش باید رید

شفق سرخ نوشت آصف کرمانی مرد
غفرالله کنون بر اثرش باید رید

آن دهستانی بی مدرک تحمیلی لر
از توک پاش الی مغز سرش باید رید

"گر ندارد ضرر و نفع مشیرالدوله
بهر این ملک به نفع و ضررش باید رید"

ار رَود موتمن‌الملک به مجلس گاهی
احتراماٌ به‌ سر رهگذرش باید رید

«میرزاده عشقی»

 احتمالا متن این پست هر بار به روز شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۵ساعت 1:16  توسط شیدا جاوید  |