وقتی مردم به خودشون رحم نمیکنند
گرچه من تلویزیون نمی بینم اما گاهی اوقات از تلویزیون اخبار خوبی میشنوم
از جمله رایگان بودن اتوبوس های شرکت واحدِ قم در روز ولادت حضرت معصومه -یعنی همین امروز-
امروز وقتی با نازپری به خیابون رسیدم، بدون معطلی اتوبوس اومد... چهار تا مسافر بیشتر نداشت
دو تا ایستگاه بالاتر پیاده میشدم... نزدیک ایستگاه بودم که گفتم پیاده میشم
نگه نداشت
انگار چون رایگان بود زورش میومد به حرف مسافر توجه کنه
کمی جلوتر نگه داشت...
درِب قسمت خانم ها رو باز نکرد و من که از این رفتارش کمی حرصم گرفته بود
با غرور و خاطری آسوده از اینکه نباید کرایه بدم، از اتوبوس پیاده شدم
و سریع راهمو کشیدم و رفتم
یکهو صدای راننده رو شنیدم
نازپری گفت راننده میگه کرایه تون رو ندادید
منم برگشتم با لحنی محکم و مطمئن به راننده گفتم امروز رایگانه
یهو خندید گفت: خوب چرا چیزی نگفتی یا نپرسیدی
کاملا قاطع گفتم چون میدونستم که رایگانه
گفت از کجا میدونستی؟
از قصد نگفتم و ابرو بالا انداختم و گفتم میدونستم دیگه...
گفت از کجا؟ گفتم حالا دیگه...
بهش توجهی نکردم و راهمو کشیدم رفتم و بدون اینکه برگردم با لحنی شاکیانه گفتم میخواستی کرایه بگیری نه؟ حرومت باشه
بعد دیدم باز داره بوق میزنه بهش توجهی نکردم داشت دنده عقب میومد حس کردم داره قضیه اکشن میشه
یه لحظه فکر کردم واسه ش گرون تموم شده و میخواد تلافی کنه
دست نازپریو گرفتم و درحالیکه خندمون گرفته بود، سریع به اون طرف خیابون فرار کردیم
حس فرار از زندان بهمون دست داد...
اینم تکریمِ روز دختر و حضرت معصومه (س) که برای ما داشت به جاهای باریک کشیده میشد!
با اینکه امروز اعلام عمومی شده بود که اتوبوس های قم رایگان هستند اما اکثر راننده ها از مردم کرایه میگرفتند